|
یک دقیقه صحبت با جوون ها سلام جوان تو سحر رادیو روشن بود داشت صحبت می کرد من هم در حال صرف غذا بودم یه دفعه نا خود آگاه توجه ام بهش جلب شد دیدم حرف های خوبی میزنه .چی میگفت؟ حرفاش حرف های همیشگی اما نمی دونم چرا خیلی روم اثر گذاشت و یه تکونی خوردم؟ می گفت جوون جوونیت رو ارزون نفروشی ها همون طوری که چشم رو هم گذاشتی به این سن رسیدی چشم رو هم بزاری باید با جوونیت خدا حافظی کنی بعد از چهل سالگی نگی میرم سمتش ها خدا جوون ها رو می خواد از همین الان همیشه به یادش باش که راه رستگاریته... دوستان و عزیزان خواننده یه جمله از یک دوست براتون بنویسم: ما همیشه در حال فراموش کردنیم از خدمان گرفته تا خدا دیگه بقیه اش رو نمی نویسم خودتون .... + نوشته شده در توسط صادق |
بسم الله الرحمن الرحيم از سایت آیت الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله میلاد نور مبارک اللهم عجل لولیک الفرج + نوشته شده در توسط صادق
السلام عليك يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك به دنيا آمدي با صد اشارت نمودي قلب زهرا را تو غارت ضريح آن لب و حلقوم را كرد رسول الله آهسته زيارت ز انگشتش تو شير نور خوردي تو در دل بردنت داري مهارت پر گهواره ات هم سهم فطرس دخيل توست با غسل و طهارت تو رحمان الرحيمي تو كريمي بود در قلبها از تو حرارت ز ميلادت سراسر شور و شينم فقط معتكف باب الحسينم + نوشته شده در توسط صادق
چرا حسنین علیه السلام را پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم مینامند؟
با انکه حسنین علیه السلام نوه ی دختری رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم هستند ,در عین حال به پسران پیامبر اشتهار داشتند ,و آنچه که در میان مردم متداول و رایج است پسر را منتسب به پدر دانسته و نوه ی دختری را پسر به حساب نمی آورند , به همین علت اشکال میکنند که : چگونه حسنین علیه السلام را پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم محسوب می شوند در حالی که نوه ی دختری آن حضرت هستند؟ در اواخر قرن اول هجری ,آل مروان می کوشیدند این عنوان حسنین علیه السلام را که پسران پیامبر اند ,از ایشان بگیرند ,زمزمه هایی نیز از سوی حجاج بن یوسف ثقفی ,خون آشام معروف,دشمن اولاد رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم و والی عراق در زمان عبدالملک مروان آغاز شد. حجاج خطاب به عبدالملک مروان گفت :خلیفه ! با این دستاویزکه حسنین علیه السلام نمی توانند پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم باشند ,می توانیم دشمنانت را بیشتر و بهتر بکوبــیم . در رابطه با همین امر حجاج اعلام داشت کسانی که نتوانند این ادعا را که حسنین علیه السلام پسران پیامبر اند بر اساس آیات قرآن به اثبات برسانند,خونشان هدر و محکوم به مرگ هستند... عامر شعبی می گوید : نیمه های شب بود که در خانه ام بصدا در آمد ,موقع خواب من بود و میخواستم به بستربروم,از جای برخاستم و به سوی در شتافتم و شخصاً در را باز کردم ,دیدم حاجب مخصوص حجاج بن یوسف دم در ایستاده است,همینکه من را دید گفت امیر احضارت کرده است. دانستم این احضار بیموقع آن هم در نیمه شب باید خیلی خطرناک باشد ,در دلم احساس خطر کردم,ولی چاره ای جز تسلیم نبود ,در صورت سر پیچی از این دستور ,مرگ من حتمی بود, اجازه ی تجدید وضو گرفتم و به این بهانه به اندرون خانه شتافتم و چندین کلمه به عنوان وصیت به همسرم گوشزد کردم و بار دیگر وضو گرفته و به همراه فرستاده ی حجاج روانه ی دار الاماره شدم. حجاج تنها بر کرسی نشسته بود ,همینکه من را دید که رنگ از رخسارم پریده گفت: نترس! به تو امان داده ایم ولی به این مرد(اشاره به گوشه ی اتاق کرد)نگاه کن که می گوید حسنین علیه السلام ذریه ی رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم هستند چنانچه حضور تو از قران دلیل نیاورد و ثابت نکند او را خواهم کشت به گوشه ی اتاق چشم دوختم دیدم مردی در کنج اتاق بر زمین افتاده و به غل و زنجیر بسته شده بود ,سرا پا غرق در آهن بود به طوری که نتوانستم او را بشناسم ,چندین ردیف زنجیر دور پیکرش پیجیده بودند . گفتم :اصلح الله الامیر,چه خوب است اجازه دهید این محکوم از غل و زنجیر بیرون آورده شود تا آزادانه سخنش را بگوید و اگر از عهده ی اثبات ادعایش بر نیاید شمشیر جلاد پاسخ گویش خواهد بود ,حجاج پیشنهادم را پذیرفت و دستور داد زنجیر ها را از دست و پایش بگشایند . وقتیکه او را از لابه لای زنجیرها برون آوردند ,شناختم ,او سعد بن خبیر بود , ناراحت شدم از اینکه وی نخواهد توانست از روی آیات مدعایش را ثابت کند , آن وقت مرگش حتمی است . حجاج چشمانش را به گَردش آورد و بسوی سعیدخیره ماند و خطاب به او گفت :این تو هستی که معتقدی حسنین علیه السلام ذریه ی پیامبرند؟ آری حسنین ذریه ی پیامبرند؟ اگر با آیات و بیانات ثابت نکنی و کلام خدا را شهادت نیاوری کشته خواهی شد. -از روی قران کلام خدای متعال دلیل می آورم. حجاج غرید و گفت :پس زود باش ,دلالت را بیاور. –کمی صبر کنید. لحظات به کندی می گذشت ,حجاج بن یوسف بر کرسی خود اندکی جا به جا شد و گفت: زود باش ای پسر جبیر !معطل چه هستی ؟ -کمی صبر کنید. باز هم دقایقی گذشت و سعیدبن جبیر سر به گریبان برده و غرق دریای تفکر بود ,من دیگر نا امید شده بودم و یقین کردم که اینک جلاد دژخیم را احضار خواهد شد و سر از تنش جدا خواهد کرد , حتما امشب ,آخرین شب عمر سعید است حجاج فریاد زد: جلاد! دژخیم از جای بر خاست و به سوی سعید رفت تا کارش را یکسره کند جلاد هنوز آخرین گام را بر نداشته بود که سعید سکوت را شکست و آغاز کرد و گفت:ما به ابراهیم ,اسحاق ,ایوب را عطا کردیم و همه را به راه راست رهنمون شدیم و نیز نوح را پیش از ابراهیم به راه راست رهنمون شدیم ,داوود , سلیمان ,ایوب ,یوسف ،موسی و هارون از ذریه های ابراهیم هستند که هدایتشان کردیم و ما نیکوکاران را اینگونه پاداش می دهیم ,زکریا ,یحیی و عیسی ازذریه های ابراهیم هستند و همه از نیکوکارانند(سوره ی انعام آیات 84و85) اندکی مکث کرد و آنگاه خطاب به حجاج گفت :دنباله ی آیه را بخوانید . حجاج نیز چنین ادامه داد و ذکریا و یحیی و الیاس کل من الصالحین . سعید خطاب به حجاج گفت :آیا پروردگار در این آیه از نسل ابراهیم حکایت نمی کند؟ آری چنین است. سعید گفت : داوود,سلیمان,ایوب,یوسف,هارون,زکریا,یحیی,وبعد؟ حجاج گفت: عیسی. سعد گفت: عیسی از دم روح القدس به وجود آمده و کلمه الله است ,او پدری نداشت تا در ردیف نسل ابراهیم قرار بگیرد. حجاج که گوئی مطلب را فراموش کرده است گفت:مگر او نسل مریم نسل ابراهیم نبود؟سعید لبخندی زد و گفت: میان مریم وابراهیم چندین قرن فاصله است ,آیا این سزاوار است که فرزند مریم با فاصله ی چندین قرن ذریه ی ابراهیم باشد؟ولی فرزندان فاطمه علیه السلام که در حیات پیامبر صل الله علیه و آله وسلم به دنیا آمده و در دامنش پرورش یافتندذریه بشمار نروند؟ حجاج که در برابر چنین استدلالی عاجز و در مانده شده بود ,سرش را به زیر افکندو پس از لحظاتی سرش را بلند کرد و گفت: حق با شماست واینک آزاد هستید,و به دنبال این حرف پیشکارش را صدا زد و به او دستور داد که ده هزار درهم از سکه ی طلا به خانه ی سعیدبن جبیر ببرند . عامر شعبی می گوید به دنبال آزاد شدن سعید من نیز آزاد شدم و به خانه باز گشتم ولی ان شب را تا به صبح بیداری کشیدم ,همه اش به سعید فکر میکردم که چگونه توانست چنین پاسخی محکم به حجاج بدهد. زیرا گمان نمی بردم که سعید تا این اندازه آگاه و مطلع باشد. -معصوم سوم ص 186تا190,زبده المعارف ص 453,454و خصئص فاطمیه ص 445,446,در کتاب زبده المعارف آمده است که شبعی خود با حجاج بن یوسف مناظره کرده استنه سعیدبن جبیر- همین سوال را هارون الرشید ,خلیفه ی عباسی از حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام می پرسدکه امام علیه السلام علاوه بر پاسخ فوق دلیلی دیگر برای وی می آورند:ایشان فرمودند:دلیل دیگر آیه ی مباهله است,خداوند سبحان می فرماید در قرآن کریم:پس هرکس با تو در مقام مجادله در آید درباره عیسی ,بعد از آنکه به وحی خدا از احوال ,او آگاهی یافتی با اوبگو:ما و شما با پسران و زنان خود به مباهله برمی خیزیم و در دعا و التجاء به درگاه خدا اصرار می کنیم تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم (سوره ی ال عمران آیه ی 54) رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم نصاری نجران را به مباهله و نفرین دعوت می کند و از آنان می خواهد که شما ,زنان و فرزندانتان,حاضر شوید و من با زن و فرزندان خود حاضر می شوم و یکدیگر را نفرین نمائیم که هر کدام دروغ پرداز باشند, نفرین خدا بر او باد ,و در روز مباهله پیامبر صل الله علیه و آله وسلم علی بن ابیطالب علیه اسلام و فاطمه علیه السلام و حسنین علیه السلام حاضر شدند. در آیه ی شریفه منظور از انفسنا علی بن ابی طالب علیه السلام و نسائنافاطمه ی زهراء علیه اسلام و ابنائنا حسنین علیه اسلام می باشند ,چه روز مباهله بجز آنان کسی دیگر حضور پیدا نکرد, بنا بر این وقتی در قرآن کریم حسنین علیه السلام به عنوان پسران پیامبر صل الله علیه و آله وسلم محسوب می شوند دیگر جای هیچگونه تردیدی نیست ,که ما از نسل پیامبر و ذریه ی او هستیم. . . .-تفسیر المیزان ج3 ص -251 + نوشته شده در توسط صادق |
ازدواج دو نور هستی
عظمت وجودی حضرت علی علیه السلام اقتضا می کرد که خواستار همسری باشد که از نظر ایمان، تقوی، دانش، بینش، نجابت و اصالت، همشان و همپایهی خودش باشد و جز فاطمه زهرا، دختر رسول خدا، کسی این خصوصیت و شایستگی را نداشت. مبعث بزرگ مرد تاریخ بشریت حضرت محمد مصطفی صل الله عیله واله وسلم بر مسلمانان جهان مبارک باد. سخن حقیر:این پست را هم برای این فرمایش پیامبر گذاشتم که یکی از بهترین روزهای زندگی رسول خدا بود. فاطمه پاره ی تن من است هرکس او را بیازارد مرا آزرده وهرکس من را بیازارد خداوند را آزرده است و هرکس او را خشنود کند من را خشنود کرده و هر کس من را خشنود کند خداوند را خشنود کرده است .امیدوارم همه ی ما زندگانی معصومین علیهم السلام را اسوه و الگوی خود در زندگی در دنیا قرار دهیم. + نوشته شده در توسط صادق |
سيزده رجب سال روز ولادت اميرالمومنين ، امام المتقين ، يعسوب الدين و مولي الموحدين علي بن ابي طالب عليه السلام است . تنها كسي كه در ميان تمام بندگان خدا ، در خانه خدا به دنيا آمد . و كعبه را با قدوم خويش مزين فرمود . هنگامي كه فاطمه بنت اسد سلام الله عليها ، مادر بزرگوارش را درد فرا گرفت ، كنار خانه خدا رفت و خدا را به حق فرزندي كه در شكم داشت قسم داد تا درد را برايشان آسان كند . آن گاه خانه كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد در آن پاي نهاد . پس شكاف خانه بسته شد . پس از سه روز فاطمه بنت اسد سلام الله عليها از داخل كعبه بيرون آمد درحالي كه نوزادي بي مانند در برگرفته بود . با آن كه ولادت اميرالمومنين عليه السلام سالها پيش از بعثت رسول خدا صلي الله عليه وآله و نزول قرآن رخ داده بود ، اما علي مرتضي عليه السلام زماني كه چشمشان به محمد مصطفي افتاد ، به ايشان خطاب كرد يا رسول الله ! و سپس با اجازه پيامبر سوره مومنين را تلاوت كردند «هركه مي خواهد نوح را در عزمش ببيند،هركه مي خواهد آدم را در علمش ببيند،هر كه مي خواهد موسي را در زكاوتش ببيند،هر كه مي خواهد عيسي را در زهدش ببيند،پس به علي بن ابيطالب نظر كند. » + نوشته شده در توسط صادق |
شهادت به روایت اهل سنت موضوع شهادت حضرت صدیقه (س) موضوعی نیست که صرفا به همان چند روز خلافت ابوبکر و بحث فدک و ...مرتبط باشد. شاید اگر قصد بررسی ریشه ای این موضوع را داشته باشیم مجبور باشیم به روز غدیر و جریان ترور پیامبر و موضوعاتی این چنین بازگردیم. اما شاید برای شروع بهتر باشه که این موضوع رو از جریان سقیفه و به دست گرفتن خلافت توسط ابوبکر دنبال کنیم. عمر بن خطاب می گوید: ((پس از آنکه خداوند پیغمبرش را بسوی خود فرا خواند از گزارش هایی که به ما رسید یکی این بود که علی و زبیر و همراهانش از ما بریده اند و در مقام با ما در خانه فاطمه گرد هم آمده اند )) (رجوع شود به مسند احمد 1/55 طبری 2/466 چاپ اروپا 1/1822 ابن اثیر 2/124 ابن کثیر5/246 شرح نحج البلاغه ابن ابی الحدید 1/123 تاریخ الخلفا سیوطی ص 45 سیره ابن هشام 4/338 متحصینین خانه فاطمه سلام الله علیها : 1/امیر المومنین 2/زبیر 3 /عباس ابن عبد المطلب 4/ عتبه بن ابی لهب 5/ سلمان فارسی 6/ ابوذر غفاری 7/عمار یاسر 8/ مقداد بن اسود 9/برا بن عازب 10/ ابی بن کعب 11/سعد ابن ابی وقاص 12/طلحه ابن عبد اللهو گروهی از بنی هاشم و انصار (رجوع شود به مدارک بالا + الریاض النضره 1/167 تاریخ الخمیس 1/188 ابن عبد ربه 3/64 تاریخ ابی الفدا 1/156 و...) در این هنگام ابوبکر به عمر دستور داد او(علی) را گر چه به زور نزد وی حاضر کند ! عمر فرمان برد و... (رجوع شود به الانساب الاشراف 1/587) نام افراد مهاجم : عمر ابن خطاب ، خالد بن ولید، عبد الرحمن بن عوف ، ثابت ابن قیس ابن شماس ، زیاد بن لبید ، محمد بن سلمه،زید ابن ثابت، سلمه بن سلامه ابن وقش ،سلمه ابن اسلم ،اسید ابن حضیر (رجوع شود به طبری 2/443،444 ابوبکر جوهری بنا به روایت ابن ابی الحدید 2/130-134 و 2/19 ) حمله به خانه حضرت ...عمر در اجرای فرمان ابوبکر در حالیکه شعله ای از آتش در دست داشت تصمیم داشت خانه را به آتش بکشد .چون فاطمه به پشت در آمد به عمر فرمود: ((ای پسر خطاب !آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟))عمر پاسخ داد :آری !مگر اینکه با امت همراه شوید.(و با ابوبکر بیعت کنید) (رجوع شود به العقد الفرید ،ابن عبد ربه 3/64 تاریخ ابو الفدا1/156) عمر به حضرت زهرا (س) گفت : هیچ کس بیشترنزد پدرت محبوبتر از تو نبود ولکن این مرا منع نمی کند چنان که این گروه نزد تو جمع شوند ، فرمان دهم خانه را بر تو آتش زنند (رجوع شود به کنز العمال 3/140) و عمر آتش می افروزد! فدعا بالحطب (رجوع شود به الامامه والسیاسه1/12) فجاء عمر و معه فتیله (رجوع شود به الانساب الاشرف 1/586) فاقبل عمر بشی من نار (رجوع شود به المختصر فی اخبار البشر 1/156) عمر سوگند می خورد: والله !لاحرقنّ علیکم او لتخرجنّ الی البیعه (رجوع شود به تاریخ الامم والملوک 2/443) فوجهوا الی منزله ، فهجموا علیه و احرقوا بابه و... (رجوع شود به اثبات الوصیه منسوب به مسعودی ص143) دیگه قضاوت با خودتون.... + نوشته شده در توسط صادق |
|